
سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ
به زودی نشانههای خود را در افقها[ی گوناگون] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او خود حق است.
خداوند برای حقانیت خود از دو طریق چنان معرفتی به دل ما عطامیکند که مارا قانع کند که او حق است وشک وتردید را از خود دور کنییم همگی میدانیم که درب نبوت بعد از محمد ص بسته شد اما خداوند درب های دیگری را برای ما گشوده است که به او ایمان بیاوریم وشک وتردید های ما زدوده شود یکی از این درب ها افاق که همان کهکشانها وبزرگی جهان هستی است بعد از کهکشانها هیچ چیز یزرگتری به اندازه نفس وشخصیت وجودی انسان وجود ندارد واین بزرگی را به خاطر روح که عطیه ای از خداوند در ظرفیت وجودی انسان است به ارث برده است برنامه زندگی پس از زندگی را دنبال کنیید تا به عظمت روح وکارهای خارع العاده ای که از او صادر میشود پی ببرید در این عصر یکی از راههای رسیدن به معرفت الله نفس انسانی است که بعد از علم نجوم بسیار با عظمت است واین ظرفیت عجیبب در وچود انسان هست وعلی ع به ان اذعان واشاره کرده است
در واقع شعری است منسوب به امام علی(ع) که عبارت کامل آن چنین است:
دَوَاؤُكَ فِيكَ وَ مَا تَشْعُرُ
وَ دَاؤُكَ مِنْكَ وَ مَا تَنْظُرُ
وَ تَحْسَبُ [تزعم] أَنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرٌ
وَ فِيكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الْأَكْبَرُ
وَ أَنْتَ الْكِتَابُ الْمُبِينُ الَّذِي
بِأَحْرُفِهِ يَظْهَرُ الْمُضْمَر[1]
اى انسان، داروى تو در درونت وجود دارد در حالیکه تو نمیدانى و دردت هم از خودت میباشد اما نمیبينى.
آيا گمان می كنى كه تو موجود كوچكى هستى در حالىكه دنیای بزرگی در تو نهفته است؟!
اى انسان، تو كتاب روشنى هستى كه با حروفش هر پنهانى آشکار میشود.
و تحسب انک جرم صغیر
و فیک انطوی العالم الاکبر
این بیت با اینکه تفاسیر متعددی دارد، با این حال همه آنها ناظر به بیان بزرگی و عظمت انسان میباشند. حال به تفاسیر این شعر میپردازیم:
انسان در یک نگاه ساده بینانه ممکن است خود را تنها صاحب یک جسم مادی و خاکی بداند؛ اما این جسم مادی در درونش، انبوهی از معجزات و آیات الهی است. انسان نسخه کوچک شده این عالم است که تمام بزرگیهای این جهان از مرکب و بسیط، مجرد و مادی را در خود جای داده؛
به بیانی دیگر، انسان باید به این نکته توجه داشته باشد که هیچ آیت و نشانهای نیست مگر اینکه در انسان نظیر آن وجود دارد.
بنابر این تفسیر، این قسمت شعر را میتوان هممعنای این آیات قرآن دانست: «وَ فیِ الْاَرْضِ ءَایَاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ• وَ فیِ اَنفُسِکمُْ اَ فَلَا تُبْصِرُونَ؛
در زمین برای اهل یقین نشانههایی (بر توحید، ربوبیت و قدرت خدا) است؛ و (نیز) در وجود شما (نشانههایی است) آیا نمیبینید؟»
شعری پارسی نیز از این محتوا بهره گرفته است:
ای نسخه اسرار الهی که تویی
وی آینه جمال شاهی که تویی
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
انسان علاوه بر این جسم مادی و خاکی دارای روح بوده و قدرت و توانایی پیشرفت بسیار بالایی را دارد. حتی در جسم انسانی نیز عقل وجود دارد و حتی اگر این جسم را معیار قرار دهیم، باز هم باید انسان را از همگان بالاتر دانست. مجموع اینها سبب رشد، تعالی و برتری انسان میشود و در این ابیات به انسان گوشزد شده است که، ای انسان! خود را تنها به عنوان یک انسان مادی فرض مکن، تو موجودی هستی با توانایی بالقوّه که در تو نهاده شده، و ابزارهای مناسب این تعالی، رشد کرده و به موقعیت مناسبی برسی که کسی را توان رسیدن به آن نباشد.
برخی نیز احاطه علمیانسان که از علم الهی نشات گرفته را بیان کردهاند،
و برخی نیز جهت توانایی انسان برای یادگیری اسم اعظم الهی، انسان را در برگیرنده عالم اکبر دانستهاند.
در همین رابطه روایتی منسوب به امام علی (علیهالسّلام) و امام صادق (علیهالسّلام) نیز وجود دارد: «الصورة الانسانیة هی اکبر حجج اللّه علی خلقه، و هی الکتاب الّذی کتبه بیده، و هی الهیکل الّذی بناه بحکمته... ؛
علی ع فرمود....
صورت انسان، بزرگترین حجتهای الهی بر آفریدگان است و آن کتابی است که خداوند با دست ( قدرت ) خود آنرا نوشته و هیکلی است که با حکمت خویش آنرا بنا نهاده است.»













برچسب:
نویسنده: امیر اکبرینژاد