خرید بک لینک

غم واندوه

اگر غم واندوهی دل ترا فرا گرفته است ودل ترا تنگ کرده است حال ترا گرفته است یاکسی به ظلم وستم ترا اندوهگین کرده است اراده سوء وبدی در باره تو دارد که ترا نگران کرده است متوسل به ائمه اطهار بخصوص پنج تن ال عباء بشوید وحاجات خود را از خدای تبارک وتعالی بخواهید وانان را واسطه وشفیع خود قرار بدهید تا از خداوند تبارک وتعالی حاجت خود را بگیرید خلاصه وگلچینی از دعای علقمه حاجت شما را بیان میکند وامور مهم زندگی خود را چه اخروی چه دنیوی از خداوند منان طلب بکنیید انشالله که حاجت روا شوید

يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ، يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ، يَا كاشِفَ كُرَبِ الْمَكْرُوبِينَ، يَا غِياثَ الْمُسْتَغِيثِينَ، يَا صَرِيخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ، وَيَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ، وَيَا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، وَيَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَىٰ، وَبِالْأُفُقِ الْمُبِينِ، وَيَا مَنْ هُوَ الرَّحْمانُ الرَّحِيمُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ، وَيَا مَنْ يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ،

ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای پاسخدهنده خواسته بیچارگان، ای برطرفکننده اندوه اندوهگینان، ای فریادرس دادخواهان، ای دادرس دادجویان، ای آنکه به من از رگ گردن نزدیکتر است، ای آنکه میان شخص و دلش پرده میشود، ای آنکه بر دیدگاه برتر و افق و نواحی روشن قرار داری، ای آنکه بخشنده و مهربان است و بر حکومت کشور هستی استیلا دارد، ای آنکه خیانت چشمها و آنچه را سینهها پنهان کنند میداند،

وَيَا مَنْ لا يَخْفىٰ عَلَيْهِ خافِيَةٌ، يَا مَنْ لَاتَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الْأَصْواتُ، وَيَا مَنْ لَاتُغَلِّطُهُ الْحاجاتُ، وَيَا مَنْ لَا يُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّينَ، يَا مُدْرِكَ كُلِّ فَوْتٍ، وَيَا جامِعَ كُلِّ شَمْلٍ، وَ يَا بارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ، يَا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ، يَا قاضِيَ الْحاجاتِ، يَا مُنَفِّسَ الْكُرُباتِ، يَا مُعْطِيَ السُّؤُلاتِ، يَا وَلِيَّ الرَّغَباتِ؛ يَا كافِيَ الْمُهِمَّاتِ،

ای آنکه هیچ پوشیدهای بر او پنهان نیست، ای آنکه صداها بر او اشتباه نشود، ای آنکه نیازمندیها، او را به خطا نیندازند، ای آنکه اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد، ای دریابنده هر از دست رفته، ای گردآورنده هر پراکنده، ای آفریننده جانها پس از مرگ، ای آنکه هر روز در کاری است، ای برآورنده حاجات، ای بیرون آورنده غمها از دلها، ای بخشنده خواهشها، ای سرپرست رغبتها؛ ای کفایت کننده امور مهم، ای آنکه از هر چیز کفایت کند و کفایت نکند در آسمانها و زمین از او چیزی،

يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ اللهم انی أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ خَاتِمِ النَّبِيِّينَ، وَعَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَبِحَقِّ فاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ، وَبِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، فَإِنِّي بِهِمْ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ فِي مَقامِي هٰذَا، وَبِهِمْ أَتَوَسَّلُ، وَبِهِمْ أَتَشَفَّعُ إِلَيْكَ،

از تو میخواهم به حق محمّد خاتم پیامبران و علی امیرمؤمنان و به حق فاطمه دختر پیامبرت و به حق حسن و حسین، من در این جایگاه به وسیله آنان به تو توجه میکنم و به ایشان متوسّل میشوم و به آنان به درگاه تو شفاعت میخواهم و به حق آنان از تو درخواست میکنم

يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ اللهم انی أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَكْشِفَ عَنِّي غَمِّي وَهَمِّي وَكَرْبِي، وَتَكْفِيَنِي الْمُهِمَّ مِنْ أُمُورِي، وَتَقْضِيَ عَنِّي دَيْنِي، وَتُجِيرَنِي مِنَ الْفَقْرِ، وَتُجِيرَنِي مِنَ الْفاقَةِ، وَتُغْنِيَنِي عَنِ الْمَسْأَلَةِ إِلَى الْمَخْلُوقِينَ؛ وَتَكْفِيَنِي هَمَّ مَنْ أَخافُ هَمَّهُ، وَعُسْرَ مَنْ أَخافُ عُسْرَهُ، وَحُزُونَةَ مَنْ أَخافُ حُزُونَتَهُ، وَشَرَّ مَنْ أَخافُ شَرَّهُ، وَمَكْرَ مَنْ أَخافُ مَكْرَهُ، وَبَغْيَ مَنْ أَخافُ بَغْيَهُ، وَجَوْرَ مَنْ أَخافُ جَوْرَهُ ، ، وَكَيْدَ مَنْ أَخافُ كَيْدَهُ،

از تو میخواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و غم و نگرانی و رنج و ناراحتیام را برطرف کنی و مرا از امور مهمّم کفایت نمایی و قرضم را ادا کنی و از تهیدستی و درماندگی پناهم دهی و از درخواست نمودن از مخلوقات بینیازم سازی؛ و از من کفایت کنی آزار کسی را که از آزارش میترسم و دشواری کسی را که از دشواریاش هراس دارم و ناهمواری کسی را که از ناهمواریاش بیم دارم و شر کسی که از شرش میترسم و فریب کسی که از فریبش وحشت دارم و تجاوز کسی که از تجاوزش بیم دارم و بیعدالتی کسی که از بیعدالتیاش میترسم و از چیرگی کسی که از چیرگیاش وحشت دارم و نقشه کسی که از نقشهاش بیم دارم و قدرت کسی که از قدرتش به خود میترسم و از تو میخواهم که بداندیشی بداندیشان و حیلۀ حیلهگران را از من بگردانی،

اللّٰهُمَّ مَنْ أَرادَنِي بسوء فَأَرِدْهُ، وَمَنْ كادَنِي فَكِدْهُ، وَاصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُ وَمَكْرَهُ . اللّٰهُمَّ اشْغَلْهُ عَنِّي بِفَقْرٍ لَاتَجْبُرُهُ، وَبِبَلاءٍ لَاتَسْتُرُهُ، وَبِفاقَةٍ لَا تَسُدُّها، وَبِسُقْمٍ لاَ ٰ تُعافِيهِ، وَذُلٍّ لَاتُعِزُّهُ، وَبِمَسْكَنَةٍ لَاتَجْبُرُها؛

خدایا هرکه قصد من کرده قصدش کن و هرکه درباره من بداندیشی کرد، در حقش بداندیشی کن و از من حیله و نیرنگ و نیرو و آرزویش را بازگردان و او را از من بازدار هرگونه که خواهی و هر کجا که خواهی، خدایا او را از من سرگرم کن به فقری که جبرانش نکنی و به بلایی که نپوشانیاش و به نیازی که مسدود نکنی و به دردی که تندرستیاش ندهی و ذلّتی که عزیزش ننمایی و مسکنتی که جبرانش ننمایی؛

يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ أَنْتَ ثِقَتِي وَرَجائِي وَمَفْزَعِي وَمَهْرَبِي وَمَلْجَإِي وَمَنْجايَ، فَبِكَ أَسْتَفْتِحُ، وَبِكَ أَسْتَنْجِحُ؛ وَبِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ وَأَتَوَسَّلُ وَأَتَشَفَّعُ،

فَأَسْأَلُكَ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ، فَلَكَ الْحَمْدُ وَلَكَ الشُّكْرُ وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَىٰ وَأَنْتَ الْمُسْتَعانُ، فَأَسْأَلُكَ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَكْشِفَ عَنِّي غَمِّي وَهَمِّي وَكَرْبِي فِي مَقامِي هٰذَا كَما كَشَفْتَ عَنْ نَبِيِّكَ هَمَّهُ وَغَمَّهُ وَكَرْبَهُ، وَكَفَيْتَهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ، فَاكْشِفْ عَنِّي كَما كَشَفْتَ عَنْهُ، وَفَرِّجْ عَنِّي كَما فَرَّجْتَ عَنْهُ، وَاكْفِنِي كَما كَفَيْتَهُ، وَاصْرِفْ عَنِّي هَوْلَ مَا أَخافُ هَوْلَهُ، وَمَؤُونَةَ مَا أَخافُ مَؤُونَتَهُ، وَهَمَّ مَا أَخافُ هَمَّهُ، وَاصْرِفْنِي بِقَضاءِ حَوائِجِي، وَكِفَايَةِ مَا أَهَمَّنِي هَمُّهُ مِنْ أَمْرِ آخِرَتِي وَدُنْيَايَ،

دعای پیامبر اعظم صل الله علیه و آله بعد از نماز صبح

2- برای بر طرف شدن غم واندوه وگرفتاری دست به سینه خود بگذار وبعد از گفتن 70 یا فتاح این دعای امام رضا ع را بخوان تا گرفتاری تو حل شود انشالله

بِسْمِ اللَّهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

به نام خدا و درود خدا بر محمد و آل او

(وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا)

و كار خود را به خدا مى گذارم كه او به حال بندگان بصير است پس خدا حفظ كرد هر بدى را كه مكر دشمنان بر انگيزد

(لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ

و خدايى جز تو اى ذات يكتا نيست پاك و منزهى تو و من از ستمكارانم

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ )

پس ما دعاى او را مستجاب كرديم و او را از درياى غم نجات داديم و اينچنين مؤمنان را نجات خواهيم داد

(حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ)

خدا ما را كافى است و او بهترين وكيل است به نعمت خدا و فضل خدا چنان برخوردار شوند كه ديگر هيچ بدى به آنها نرسد

مَا شَاءَ اللَّهُ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ

آنچه خدا خواست مى شود و هيچ قدرت و توانايى جز قدرت خدا نيست

مَا شَاءَ اللَّهُ لاَ مَا شَاءَ النَّاسُ

آنچه خدا خواست مى شود نه آنچه مردم بخواهند

مَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِنْ كَرِهَ النَّاسُ

آنچه خدا خواست مى شود هر چند مردم نخواهند

حَسْبِيَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبِينَ حَسْبِيَ الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ

خداى رب العالمين مرا كافى از ديگران است خداى آفريننده عالم مرا كافى از خلق است

حَسْبِيَ الرَّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقِينَ حَسْبِيَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ

خداى روزى دهنده مرا كافى از روزى خواران است خدايى كه پروردگار عالم است مرا كافى از ديگران است

حَسْبِي مَنْ هُوَ حَسْبِي حَسْبِي مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبِي

كافى است آنكه مرا كافى است كافى است آنكه هميشه مرا كافى است

حَسْبِي مَنْ كَانَ مُذْ كُنْتُ لَمْ يَزَلْ حَسْبِي حَسْبِيَ اللَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ

كافى است آنكه تا بوده ام و هستم مرا كافى است كافى است مرا خداى يكتايى كه جز او خدايى نيست

عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ

بر او توكل كرده ام و اوست پروردگار عرش با عظمت.

تعقیبات مخصوص نماز صبح

حاج شیخ عباس قمی درکتاب مفاتیح الجنان میگوید که شیخ واستاد ما ثقة الإسلام حاج نورى (ره) در کتاب دار السلام از شیخ خود مرحوم عالم ربانى جناب حاج ملا فتح على سلطان آبادى رحمة الله علیه نقل فرموده که فاضل مقدس آخوند ملا محمد صادق عراقى در غایت سختى و پریشانى و بد حالى بود و به هیچ وجه براى او گشایشى نمى شد تا آن که شبى در خواب دید که در یک وادى خیمه بزرگى با قبه سر پا است ،پرسید این خیمه از کیست گفتند از کهف حصین و غیاث مضطر مستکین حضرت قائم مهدى و امام منتظر مرضى عجل الله فرجه مى باشد پس به تعجیل خدمت آن حضرت مشرف گردید و سختى حال خود را به آن حضرت عرض کرد و از آن بزرگوار دعایى براى گشایش کار و رفع غم خویش خواست آن حضرت او را حواله فرمود به سیدى از اولاد خود و اشاره فرمود به او و به خیمه او آخوند از خدمت آن حضرت بیرون شد و رفت به همان خیمه که حضرت به آن اشاره فرموده بود دید سید سند و حبر معتمد عالم امجد مؤید جناب آسید محمد سلطان آبادى است در آن خیمه و در روى سجاده نشسته مشغول دعا و قرائت است آخوند بر سید سلام کرد و حکایت حال را براى او نقل کرد پس سید براى گشایش امر و وسعت رزق او را دعایى تعلیم نمود پس از خواب بیدار شد در حالى که آن دعا در خاطر او بود و قصد کرد خانه سید را و پیش از این خواب، آخوند از سید منافر و تارک او بود به جهتى که آن را ذکر نمى کرد پس چون بخدمت سید رسید او را به همان نحو که در خواب دیده بود دید در مصلاى خود نشسته مشغول ذکر و استغفار است

سلام کرد سید جواب سلام داد و تبسمى نمود مثل آن که از قضیه مطلع باشد پس آخوند براى گشایش امر خویش دعایى خواست پس سید تعلیم او نمود همان دعایى را که در خواب به او تعلیم فرموده بود پس آخوند مشغول به آن دعا شد به اندک زمانى دنیا از هر طرف به او روى آورد و از سختى و بد حالى بیرون آمد و مرحوم حاج ملا فتح على رحمة الله علیه سید را مدح مى کرد مدح بلیغى و او را ملاقات کرده بود و مقدارى از زمان هم شاگردى او نموده بود، اما آنچه را که سید تعلیم آخوند کرده بود در خواب و بیدارى پس سه چیز است:

اول آن که بعد از فجر دست بر سینه گذارد و هفتاد مرتبه یا فتاح بگوید:

دوم مواظبت کند به خواندن این دعا که در کافی است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله تعلیم فرمود آن را به مردى از صحابه که مبتلا بود به ناخوشى و پریشانى و از برکت خواندن این دعا به اندک زمانى ناخوشى و پریشانى از او برطرف شد: لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ تَوَکَّلْتُ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیرا

سوم: بعد از نماز صبح بخواند دعایى را که از شیخ ابن فهد نقل شد و این اوراد را باید غنیمت شمرد و به خواندن آن مواظبت نمود و از فوائد آن غفلت ننمود.

شیخ ابن فهد در عدة الداعی از حضرت امام رضا علیه السلام نقل کرده که: هر که بگوید در عقب نماز صبح این کلام را حاجتی طلب نکند مگر آنکه آسان شود برای او و کفایت کند حق تعالی آنچه را که مهم او است : بِسْمِ اَللَّهِ وَ صَلَّی اَللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اَللّهِ إِنَّ اَللّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ فَوَقاهُ اَللّهُ سَیئاتِ ما مَکرُوا لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ اَلظّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ اَلْغَمِّ وَ کذلِک نُنْجِی اَلْمُؤْمِنِینَ حَسْبُنَا اَللّهُ وَ نِعْمَ اَلْوَکیلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یمْسَسْهُمْ سُوءٌ مَا شَاءَ اَللَّهُ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ مَا شَاءَ اَللَّهُ لاَ مَا شَاءَ اَلنَّاسُ مَا شَاءَ اَللَّهُ وَ إِنْ کرِهَ اَلنَّاسُ حَسْبِی اَلرَّبُّ مِنَ اَلْمَرْبُوبِینَ حَسْبِی اَلْخَالِقُ مِنَ اَلْمَخْلُوقِینَ حَسْبِی اَلرَّازِقُ مِنَ اَلْمَرْزُوقِینَ حَسْبِی اَللَّهُ رَبُّ اَلْعَالَمِینَ حَسْبِی مَنْ هُوَ حَسْبِی حَسْبِی مَنْ لَمْ یزَلْ حَسْبِی حَسْبِی مَنْ کانَ مُذْ کنْتُ لَمْ یزَلْ حَسْبِی حَسْبِی اَللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ عَلَیهِ تَوَکلْتُ وَ هُوَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِیمِ

دعای رفع غم و اندوه صحیفه سجادیه + ترجمه فارسی کامل •

حدیثی از امام علی در مورد غم و اندوه

غم واندوه

چرایی و اهمیت شناخت غم

هرکس در این دنیا، غم دنیا را داشته باشد نشان میدهد که دنیا با تمام کوچکیاش ارزشش از دل او بیشتر است.

آن هم دنیایی که قرآن از زندگی در آن اینگونه یاد میکند:

… مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَىٰ… [۱]

برخوردارى از دنیا انـدك است و آخرت براى کسى که تقواپیشه کند، بهتر است

غم دنیا، مرض نفسانی و یا یک درد روانی است.

و منظور آن غمی که معصوم علیه السلام دارد نیست، بلکه منظور غم های عمومی جامعه یا به عبارتی بهتر غم های دنیایی است.

این نوع غم ها هستند که از آن نهی شده است.

ما تا زمانی که ماهیت غم را نشناسیم نمیتوانیم در برابر آن صبر داشته باشیم و آن را بر طرف کنیم، به عنوان مثال اگر کسی در عمرش مار ندیده باشد وقتی مار را ببیند او را نمیکشد چون اصلا مار را نمی شناسد و باید اول برایش توضیح دهید که چرا این مار خطرناک است و غم نیزهمینگونه است.

اقسام و مختصات غم

غم یا حزن دو قسم است:

۱.حزن ممدوح (رحمانی): مانند غم مصیبت سیدالشهدا علیه السلام و یا غمی که انبیاء برای ترویج دین الهی داشتند.

۲.حزن مذموم : هر غمی که رحمانی نیست مانند غم دنیا، غم رزق و روزی و…

غم یکی از شعب خطورات (افکار مزاحم) است،زیرا مانند خطورات ذهن انسان را درگیر می کند و او را از کار و زندگی می اندازد .

خطورات مثل حیوان درنده است اگر گوشهای از لباس انسان را بگیرد تا یک آسیب جدی به بدن نزند رها نمیکند، به غم نیز اگر فرصت جولان بدهی همینطور خواهد بود، اکثر غم ها حزن مذموم است و اصلاً حزن ممدوح به این راحتی در دل کسی جای نمیگیرد به همین دلیل مقصود ما از کلمه غم در تمامی این مبحث حزن مذموم است.

غم ، موجب زوال لذت مناجات

در حدیث قدسی خداوند متعال خطاب به حضرت داود علیه السلام فرمود: مَا لِأَوْلِيَائِي وَ الْهَمَّ بِالدُّنْيَا، إِنَّ الْهَمَّ يُذْهِبُ حَلاَوَةَ مُنَاجَاتِي مِنْ قُلُوبِهِمْ. يَا دَاوُدُ، إِنَّ مَحَبَّتِي مِنْ أَوْلِيَائِي أَنْ يَكُونُوا رُوحَانِيِّينَ لاَ يَغْتَمُّونَ.[۲]

ای داوود : دوستان مرا با غم دنیا چه کار؟ همانا غم دنيا، شيرينى مناجات مرا از قلب هاى آنان بيرون مىكند. اى داود، راه رسیدن به محبت من اینست که اینان روحانى باشند كه امور دنيا نتواند آنها را غمناك و متأثّر كند.

روحانی به چه معناست؟ یعنی اولاً باید روح، اصل طلب و تمنّای آنها باشد که اگر کسی این گونه باشد اصلاً غم نخواهد خورد.

این روایت به صراحت بیان میکند که مراد از غمی که نهی شده غم دنیاست.

تفاوت غم و تدبیر

البته باید توجه داشت که تدبیر با غم دنیا تفاوت دارد گاهی به شما خبر می دهند که یک استکان شکست. غم خوردن به این معناست که شما بنشینید برای از بین رفتن این استکان گریه کنید که از این غم نهی شده است ولی تدبیر یعنی یک استکان شکست، شما علاوه بر بررسی علل این ماجرا برای عدم تکرار این حادثه یک استکان بخر و جایگزین آن کن این تدبیر است و جدای از غم و مباحث آن است.

رابطه ی غم و قضا و قدر الهی

امام رضا علیه السلام فرمودند: مَنِ اِغْتَمَّ كَانَ لِلْغَمِّ أَهْلاً فَيَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ بِاللَّهِ وَ بِمَا صَنَعَ رَاضِياً[۳]

هر كس كه در برابر حوادث و پيشآمدها غمگین و اندوهناک گردد و غم را به وجودش بپذیرد،اهل غم است پس شایسته است که مؤمن در برابر قضاء و خواست الهى راضى و خشنود باشد.

اهل غم بودن ، یعنی اگر ما پولدار ترین فرد عالم هستیم ولی بازغم داشته باشیم، نه صرفا پول ، یا اگر ما عالم دهر هم باشیم باز هم غم داشته باشیم ، یا اگر ما حافظ قرآن هم باشیم باز هم غم داشته باشیم ، غم داریم چون اهل غم هستیم .

طبق روایت مذکور، مومن باید سعی کند به آنچه که خدا میخواهد راضی باشد، از این روایت یکی از علتهای غم را متوجه میشویم، و آن عدم رضایت باطنی ما از قضا و قدر الهی است،زیرا غم ما دو علت بیشتر نمی تواند داشته باشد:

یا کوتاهی خودمان باعث شده تا این مشکل پیش آید که نتیجه عمل ماست و باید آن را بپذیریم پس دلیلی برای غمگین بودن نداریم.

۲.و یا ما تمام وظایف خود را انجام داده ایم ولی باز این مشکل پیش آمده است که در این صورت این قضا و قدر الهی بوده و حکمتی دارد. زیرا خداوند حکیم کاری را بی دلیل انجام نمی دهد، پس باز هم دلیلی برای غم خوردن نداریم واگر غمگین شدیم معنایش اینست که : از قضا و قدری که خداوند اجرا میکند راضی نیستیم و اعتراض به خدا خلاف عبودیّت است.

در همین رابطه امام صادق علیه السلام میفرمایند: …وَ إِنْ كَانَ كُلُّ شَيْءٍ بِقَضَاءٍ وَ قَدَرٍ فَالْحُزْنُ لِمَاذَا…[۴]

اگر هر چيزى بقضا و قدر است اندوه براى چه؟

اگر در پیشامد مشکلی، ما در تدبیر و انجام وظیفه مان کم کاری نکرده ایم پس برای چه باید غم بخوریم؟! وقتی همه چیز به قضا و قدر الهی جاری میشود حزن برای چیست؟!

سیدالشهدا علیه السلام فرمودند: وُجِدَ لَوْحٌ تَحْتَ حَائِطِ مَدِينَةٍ مِنَ اَلْمَدَائِنِ فِيهِ مَكْتُوبٌ أَنَا اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا وَ مُحَمَّدٌ نَبِيِّ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْمَوْتِ كَيْفَ يَفْرَحُ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ كَيْفَ يَحْزَنُ… [۵]

در زير ديوار شهرى از شهرها لوحى بدست آمد كه در آن نوشته بود: «من معبود يكتايم،معبودى جز من نيست،و محمّد (صل الله علیه و آله) پيامبر من است،و عجب دارم از كسى كه يقين به مرگ دارد چگونه خوشحال است؟ و عجب دارم از كسى كه به قضا و قدر ايمان دارد چگونه محزون است؟…

باتوجه به اندازه همّت و تلاش شما، نتیجه همین قدر بوده است، دیگر ناراحتی چیست قضا و قدر الهی این است . قرآن فرمود: وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ[۶] و اینکه برای آدمى جز آن چه تلاش كرده نصیبی نيست .

پس اگر نتیجه نگرفتم، میزان تلاش من همینقدر بوده و اگر تمام تلاشم را کرده ام پس باید به قضا و قدر الهی راضی باشم.

غم تاریخ مصرف دارد

پیامبر اسلام فرمودند: …ما من همّ إلاّ و له فرج الا همُّ أهل النار… [۷]

…هیچ غم واندوهی نیست مگر آنکه گشایشی در پی دارد…

هر غمی را ببینید ، خدا یک راه حل برایش گذاشته است ظاهر روایت مذکور طبق آیه قرآن مربوط به کسانی است که در جهنم هستند ولی درایت در روایت این است که در دنیا هر کس غم بخورد زندگیش همچون جهنم است.

قرآن در باره جهنم میفرماید: كُلَّمَآ أَرَادُوٓا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ [۸]

هر وقت بخواهند از(جهنم به خاطر غم )آن فرار كنند، آنان را بازمى گردانند و به آنها می گويند: عذاب سوزان را بچشيد.

بنا بر این آیه، اهل جهنم از شدت غم از جهنم فرار می کنند ، یعنی یکی از عذاب های غیر قابل تحمل در جهنم غم است. پس وقتی من غمگین باشم زندگیم را شبیه جهنم کرده ام، فقط کمی صبر لازم است ، هر بیابانی هم بالاخره یک وقتی تمام میشود و به یک آبادی میرسد.

غم دنیا ، سنت الهی

پیامبر فرمودند: مَعَ كُلِّ فَرْحَةٍ تَرْحَةٌ.[۹] با هر شادی، غمی هست.

این سنت خداست با هر شادی یک غم وجود دارد ، تا اینکه انسان فریب شادی ها و غم های دنیا را نخورد و به آن دل نبندد.

کمااینکه امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: … إِنَّ الله تَعَالَی لَم یَرضَهَا ثَوَاباً لِأَولِیَائِهِ، وَلَا عِقَاباً لاِعْدَائِهِ… [۱۰]

خداوند به بخشیدن دنیا به عنوان پاداش برای دوستانش، رضایت نداده و آن را به عنوان کیفر دشمنانش نپذیرفته است.

این منوال طبیعی دنیاست ، با هر غمی شادی هست ،پس این را بدان که اگر بعد از یک خوشی مشکلی پیش آمد عادی است و معنایش این نیست که تو بدبخت و بیچاره هستی .

خداوند به حضرت داود علیه السلام وحی فرمود: يَا دَاوُدُ إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ اَلنَّاسُ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ … وَ وَضَعْتُ اَلرَّاحَةَ فِي اَلْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي اَلدُّنْيَا فَلاَ يَجِدُونَهَا.[۱۱]

ای داود من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادهام ولى مردم آن را در پنج چيز ديگر ميجويند ولى نمىيابند…(یکی از این امور اینست) و آسايش را در بهشت قرار دادهام ولی آنها در دنيا ميجويند و نمىيابند.

بنابراین فقط باید راحتی و آسایش را در بهشت بجوییم ، و البته منظور این نیست که انسان باید به دنبال سختیها باشد. مثلاً من میخواهم یک ساختمان بسازم ، در طول ساخت بدقولی بنا و نیامدن جوشکار و دعوای سر قیمت با برق کار و… عادی است و کسی اگر بگوید چرا یک ساختمان ساختن اینقدر اذیت دارد خنده دار است ، دنیا هم همین است. اگرچه کسی دنبال بلا نمی گردد ولی بلا هایی که در دنیا پیش میاید عادی روال دنیاست مانند مثال مذکور، البته در صورتی که علت پیش آمدن آن بلا کوتاهی خودمان نباشد.

بلا ، نشانه رضایت الهی

باید ترسید از روزی که این بلاها نباشد چون دو گروه بلا نمی بینند:

کافران ، که قرآن فرمود: وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوٓا أَنَّ مَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوٓا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ [۱۲]

و آنان كه كافر شدند نپندارند مهلتى كه به ايشان مى دهيم به سود آنهاست، تنها از اين رو به آنان مهلت مى دهيم كه بر گناهشان بيفزايند ، و آنان را عذابى خفّت بار خواهد بود.

آسایش کفار در اصل برای سنگین تر شدن جرم آنهاست تا عذابشان بیش تر شود.

فردی که دچار سنت استدراج شده باشد:

سید الشهداء علیه السلام در دعا فرمودند: اَللَّهُمَّ لاَ تَسْتَدْرِجْنِي بِالْإِحْسَانِ … [۱۳]

خدايا مرا با احسان در دام استدراج گرفتار مساز.

استدراج یعنی: خداوند پیاپی نعمت می دهد تا فردی که دچار غضب الهی شده استغفار را فراموش نماید.

——————————

[۴] . أنَّهُ جَاءَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ عَلِّمْنِي مَوْعِظَةً فَقَالَ لَهُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنْ كَانَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ تَكَفَّلَ بِالرِّزْقِ فَاهْتِمَامُكَ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلرِّزْقُ مَقْسُوماً فَالْحِرْصُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْحِسَابُ حَقّاً فَالْجَمْعُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلثَّوَابُ عَنِ اَللَّهِ حَقّاً فَالْكَسَلُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْخَلَفُ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَقّاً فَالْبُخْلُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْعُقُوبَةُ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلنَّارَ فَالْمَعْصِيَةُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْمَوْتُ حَقّاً فَالْفَرَحُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْعَرْضُ عَلَى اَللَّهِ حَقّاً فَالْمَكْرُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلشَّيْطَانُ عَدُوّاً فَالْغَفْلَةُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ اَلْمَمَرُّ عَلَى اَلصِّرَاطِ حَقّاً فَالْعُجْبُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَ كُلُّ شَيْءٍ بِقَضَاءٍ وَ قَدَرٍ فَالْحُزْنُ لِمَا ذَا وَ إِنْ كَانَتِ اَلدُّنْيَا فَانِيَةً فَالطُّمَأْنِينَةُ إِلَيْهَا لِمَا ذَا .

ابان احمر گفت مردى خدمت حضرت صادق(عليه السّلام)رسيد و گفت پدر و مادرم فدايت يا ابن رسول اللّٰه مرا پندى بياموز.باو فرمود اگر رزق را خدا كفالت كرده رنج و مشقت تو براى چيست؟اگر روزى قسمت شده حرص چرا؟اگر حساب واقعيت دارد چرا بايد جمع كرد؟اگر ثواب از جانب خدا هست تنبلى براى چه؟اگر خدا عوض انفاق را ميدهد پس بخل و خست براى چيست؟اگر كيفر خداوند آتش جهنم است پس معصيت چرا؟اگر مرگ حق است شادى براى چه؟اگر به پيشگاه خدا عرضه شدن واقعيت دارد مكر و حيله چرا؟اگر شيطان دشمن است غفلت براى چيست؟اگر رد شدن بر صراطu200d واقعيت دارد خودپسندى چيست؟اگر هر چيزى بقضا و قدر است اندوه براى چه؟اگر دنيا فانى است اعتماد بر آن براى چيست؟ (بحار الأنوار , جلد۷۵ , صفحه۱۹۰)

[۱۰] . وَ قال عَلیهِ السَّلام فِي صِفَةِ الدُّنْيَا: تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ، إِنَّ الله تَعَالَی لَم یَرضَهَا ثَوَاباً لِأَولِیَائِهِ، وَلَا عِقَاباً لاَِعْدَائِهِ. إِنَّ أَهْلَ الدُّنْيَا كَرَكْب بَيْنَاهُمْ حَلُّوا إِذْ صَاحَ بِهِمْ سَائِقُهُمْ فَارْتَحَلُوا.

امیرالمومنین علیه السلام در وصف دنیا فرمود: می فریبد و زیان می رساند و می گذرد. خداوند به (بخشیدن) آن به عنوان پاداش برای دوستانش، رضایت نداده و (گرفتن) آن را به عنوان کیفر دشمنانش نپذیرفته است.

اهل دنیا همچون کاروانی هستند که هنوز رحل اقامت نیفکنده اند که قافله سالار فریاد می زند (کوچ کنید): و آنها کوچ می کنند. (نهج البلاغه ، حکمت ۴۱۵)

[۱۱] . أَوْحَى اَللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَا دَاوُدُ إِنِّي وَضَعْتُ خَمْسَةً فِي خَمْسَةٍ وَ اَلنَّاسُ يَطْلُبُونَهَا فِي خَمْسَةٍ غَيْرِهَا فَلاَ يَجِدُونَهَا وَضَعْتُ اَلْعِلْمَ فِي اَلْجُوعِ وَ اَلْجَهْدِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي اَلشِّبَعِ وَ اَلرَّاحَةِ فَلاَ يَجِدُونَهُ وَضَعْتُ اَلْعِزَّ فِي طَاعَتِي وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي خِدْمَةِ اَلسُّلْطَانِ فَلاَ يَجِدُونَهُ وَ وَضَعْتُ اَلْغِنَى فِي اَلْقَنَاعَةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي كَثْرَةِ اَلْمَالِ فَلاَ يَجِدُونَهُ وَ وَضَعْتُ رِضَايَ فِي سَخَطِ اَلنَّفْسِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهُ فِي رِضَا اَلنَّفْسِ فَلاَ يَجِدُونَهُ وَ وَضَعْتُ اَلرَّاحَةَ فِي اَلْجَنَّةِ وَ هُمْ يَطْلُبُونَهَا فِي اَلدُّنْيَا فَلاَ يَجِدُونَهَا.

خداوند به داود وحى كرد من پنج چيز را در پنج چيز قرار دادهام ولى مردم آن را در پنج چيز ديگر ميجويند ولى نمىيابند.علم را در گرسنگى و كوشش قرار دادهام آنها در سيرى و آسايش مىجويند و نمىيابند. شخصيت را در اطاعت خود قرار دادهام آنها در خدمت سلطان مىجويند و نمييابند بىنيازى را در قناعت قرار دادهام و آنها در ثروت ميجويند و نمىيابند و رضاى خود را در مخالفت با نفس قرار دادهام آنها در خشنودى نفس مىجويند و نمييابند و آسايش را در بهشت قرار دادهام و آنها در دنيا ميجويند و نمىيابند. (بحار الأنوار , جلد۷۵ , صفحه۴۵۳)

غم ، مانع پیشرفت

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: لاَ تُشْعِرْ قَلْبَكَ الْهَمَّ عَلَى مَا فَاتَ فَيُشْغِلَكَ عَنِ اَلاِسْتِعْدَادِ بِمَا هُوَ آتٍ [۱]

هيچگاه افسوس بر گذشته مخور زیرا تو را از آمادگى براى آينده باز می دارد.

خدای متعال نعمتی به انسان داده است به اسم فراموشی که اگر این فراموشی نبود ، به اولین مصیبتی که برای ما پیش میآمد، چند روز بعد باید از غم، جان میدادیم .

دلیل این است که خداوند متعال منت سر ما گذاشته است و فراموشی رزق ما کرده است. ولی افرادی هستند که این غم های فراموش شده را دوباره به خودشان یاد آوری می کنند و باز غم آن را میخورند.امیر المومنین علیه السلام در روایت مذکور فرمودند اگر اینطور عمل کنید از آماده شدن برای آینده تان باز خواهید ماند ، آنچه که گذشته است را رها کن و در لحظه ی حال زندگی کن تا از آمادگی برای اتفاقات پیش رو که احتمال دارد از امثال همین اتفاق باشد ، باز نمانی و برای آن آماده باشی.

غم گذشته ، عبرت آینده

مراد از رهایی ماجرا های گذشته صرفا غم آن هاست و به این معنا نیست که از آن ها عبرت نگیریم.

یا به عبارت دیگر نباید دائم به قلب ، غم گذشته را تحمیل کنیم ولی باید از آن عبرت بگیریم و برای آینده استفاده کنیم.

اگر به فرموده روایت عمل نشود قلب مشغول غم خواهد شد ، مانند افرادی که دائما حسرت دوران نوجوانی و کارهایی که می توانستند انجام دهند و انجام ندادند را می خورند ، در حالی که این موجب عقب افتادگی شان خواهد شد.

ضمن اینکه هرچقدر انسان در فراموشی غم گذشته به روزتر باشد در اخذ تدبیر از آنها برای ساختن آینده به روزتر است.

اگر شما به قدرتی برسید که غم دیروز را بتوانید فراموش کنید ، برای آینده تان یک مدبر کامل هستید چه آینده تان فردا باشد یا صدسال دیگر.

کربلا ، غمی عبرت آموز برای تدبیر آینده

خطای بزرگی است اگر کسی نظرش این باشد که کربلا صرفا یک غم است و بس.

این یعنی سیدالشهدا علیه اسلام آمدند شهید شدند بدون آنکه دخلی در پیشرفت و انسانیت من که من در زندگی ام داشته باشد؟!! و فقط بنشینم بدون هی آن سودی گریه کنم؟!

اگر اینطور باشد پس فرق من چیست با عمر بن سعد که در کربلا گریه کرد و هیچ کاری انجام نداد؟!!

میزان ماندگاری انفعالات نفسانی در انسان

یک انجمن، تحقیقی ارائه کرده و در طی آن میزان ماندگاری حالت های نفس مانند: غم و شادی و خشم و… را به دست آورده و نتایج جالب و پر معنایی به وجود آورده است:

ماندگاری غم در انسان ۱۲۰ ساعت

ماندگاری نفرت در انسان ۶۰ ساعت

ماندگاری شادی در انسان ۳۶ ساعت

ماندگاری یأس و اضطراب در انسان ۲۴ ساعت

ماندگاری حسادت در انسان ۱۵ ساعت

ماندگاری آرامش در انسان ۸ ساعت

حالا شاید یکی از دلایل اینکه چرا خداوند متعال پنج وعده نماز را در یک روز بر ما واجب کرده است مشخص شود؟! برای اینکه این ۸ ساعت آرامش انسان تمدید شود ، و بتوانیم در طول شبانه روز آرامش داشته باشیم ،

چون قرآن در دو آیه میفرماید: … أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[۲] آگاه باشید که دلها تنها با یاد خدا آرام مىگیرد.

و در جای دیگر نیز فرمود: …وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي [۳] و نماز را براى ياد من برپادار.

یعنی من نماز را برای شما گذاشتهام که هیچ وقت در چاله ی ناآرامی و نا امیدی سقوط نکنید و اگر سقوط کنید خداوند دیگر نمیتواند با شما حرف بزند زیرا خداوند با نفس مطمئنه انسانها حرف میزند و در قرآن هم خطابش با نفس مطمئنه است: يَآ أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ [۴] و اگر انسانی آرامش خود را از دست داد دیگر به آن نفس مطمئن نمی گویند پس مورد خطاب الهی قرار نمی گیرد.

این ساعت هایی که گفته شد میتوانند یکدیگر را از بین ببرند ، اگر شما اطمینانتان به آن ۸ ساعت آرامش ، قوی باشد قطعاً عصبانیت در شما دوام نخواهد آورد. اشکال کار ما این است که ما نسبت به شادیمان یا مثلا آرامش مان غیرت نداریم ، نباید بگذاریم هر کسی شادی ما را از بین ببرد شادی ما مثلاً یک ماشین است که اگر کسی یک خط روی آن بکشد از بین میرود. شادی ما یک خانه است که اگر یک نفر بطور غیر عمدی و اتفاقی بزند شیشه اش را بشکند ، شادی ما از بین خواهد رفت

علائم جسمی غم

مشکلات گوارشی ، تغییر وزن ، مشکلات کلیوی ، مشکلات تنفسی ، ضعف سیستم دفاعی بدن ، تپش قلب ، مشکلات عضلانی

تأثیر غم بر روح و روان

بعض جوامع علمی علائم روحی غم را اختلال سوگ می نامند و یکی از بدترین آنها تروما است که ترجمهاش تقریباً میشود زخم روان که در این اختلال هر کاری بکنید فرد مریض نمیتواند داستانی که پیش آمده را فراموش کند. اصطلاحا میگویند: روانش زخم شده است و این یکی از بدترین مریضیهایی است که به روح در اثر غم عارض می شود.

تک بیتی صائب تبریزی

حدیثی از پیامبر اکرم در مورد غم و اندوه

تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا

حیف است ز خوبی که شود عاشق زشتی

افسردگی را با احساس ناراحتی یا غم و اندوه اشتباه نگیریم

شکستهحالی من پیش یار باید دید

خزانِ رنگ مرا در بهار باید دید

مرا ز روز قیامت غمی که هست این است

که روی مردم عالم دوبار باید دید

آه از غمی که تازه شود با غمی دگر

ما را چه اختیار که در دور روزگار
شاهی ز تخت رفت و کلاهی به سر نکرد

درخت غم بجانم کرده ریشه از باباطاهر | شعر در شعر نوش

بنام مولا

درخت غم به جانم کرده ریشه

درخت غم

برچسب: نویسنده: امیر اکبری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 1 مرداد 1403 ساعت: 1:05

صفحه بندی