
((گر نکته دانِ عشقی بشنو تو این حکایت))عشقت رِسَد به فریاد ار خود به سانِ حافظقرآن ز بَر بخوانی در چاردَه روایت((گر نکته دانِ عشقی بشنو تو این حکایت))در زلفِ چون کمندش ای دل مپیچ که آنجاسرها بریده بینی بی جرم و بی جنایتخاطره ای از دکتر زرین کوبروز عاشورا بود و در مراسمی به همین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم ، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویرم را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم ، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم می گشتم ، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند ، برای همین نمیخواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود ، هر چه بیشتر فکر می کردم کمتر به نتیجه ...
ادامه مطلب
چیزهایی که زندگی شمارا نابود میکند:۱. وقتی نمیبخشید زندگیتان را نابود میکنیدنباید زندگی را خیلی جدی بگیرید. خیلی وقتها دیگران ناراحتتان میکنند و خیلی وقتها هم شما دیگران را ناراحت میکنید. کینه به دل گرفتن و عصبانی بودن کورتان میکند و نمیگذارد چیزهایی که واقعاً در زندگی مهم هستند را ببینید.۲. وقتی به کاری که دوست ندارید ادامه میدهید زندگیتان را نابود میکنیدگاهی اوقات به این دلیل در کاری میمانید که میخواهید آخر هر ماه درآمدی داشته باشید. اما چرا باید خوشبختیتان را به خطر بیندازید و به جای اینکه نگران الان باشید به آینده فکر نکنید که آزاد و شاد خواهید بود؟۳. وقتی اینکه دیگران چه فکر میکنند برایتان مهم است زندگیتان را نابود میکنیدمطمئناً نمیتوانید همه آدمها را راضی نگه دارید. اینکه حرف و فکر دیگ...
ادامه مطلب
قصر املبیا که قصر امل سخت سست بنیاد استبیار باده که بنیاد عمر بر باد استغلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد استچه گویمت که به میخانه دوش مست وخرابسروش عالم غیبم چه مژده دادســــــــــــتکه ای بلند نظر شاهباز سدره...
ادامه مطلب
سعدی : ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیمبنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم گر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمیدانیمچون دلارام میزند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم دیگران در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیممر خداوند عقل و دانش را عیب ما گو مکن که نادانیم هر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزاردستانیمتنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم تو به سیمای شخص مینگری ما در آثار صنع حیرانیمهر چه گفتیم جز حکایت دوست در همه عمر از آن پشیمانیم سعدیا بی وجود صحبت یار همه عالم به هیچ نستانیمترک جان عزیز بتوان گفت ترک...
ادامه مطلب